تبليغاتX
بیائید با هم حقیقت را فریاد بزنیم کوهدشت سیتی
 
بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد
 

 

تا آخرش بخونید! پشیمون نمیشین!

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند: «نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .»
 

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
 

پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.

سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.

پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . »

مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.

بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.»

همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»

پیرزن جواب داد: «بفرمایید.»

- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »

پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا !»

  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 به گفته علی یوسفی سرپرست گروه موسیقی سیمره کوهدشت این گروه با هزینه شخصی خودشون در این جشنواره حاضر شدند و هیچگونه کمک و هزینه ای از طرف اداره ارشاد شهرستان کوهدشت واداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به این گروه اختصاص داده نشده و مجبور گردیدند با هزینه شخصی در این جشنواره شرکت نمایند و در آخر هم بعنوان گروه منتخب به جشنواره فجر راه یافتند


فضول کوهدشتی : چندی پیش در اینترنت می گشتم برای مطالبی در مورد کوهدشت ، به مطلب بالا برخوردم و متاسف شدم از این همه عدم حمایت و آفرین گفتم بر هنر کسانی که بدون حمایت مقامی را برای کوهدشت کسب کردند ، قابل توجه فرماندار کوهدشت

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

نخستين همايش شوراي فرهنگ عمومي شهرستان كوهدشت نوزدهم آبان‌ماه جاري در كانون نور اين شهرستان با حضور تعدادي از مسؤولين محلي، مربيان پرورشي و مشاوران مدارس برگزار شد. اين همايش كه در واقع يكي از اهداف آن بررسي فرهنگ عمومي شهر بود، با حاشيه‌هايي روبه‌رو بود كه قابل تأمل است! نخست اين همايش فرهنگي طبق معمول و سنت غلط ديرينه‌ي ما! با تأخير برگزار شد، دوم، حضور تعدادي از مسؤولين ادارات و ارايه گزارش عملكرد خود بدون توجه به موضوع همايش جالب و درس‌آموز بود! سوم، غيبت چند مسؤول كه مي‌بايست در اين همايش باشند كه اين موضوع با اعتراض فرماندار نيز مواجه شد از ديگر نكات بديع همايش بود. چهارم عدم حضور خبرنگاران و روزنامه‌نگاران و نخبگان فرهنگي شهر از ديگر نكات مثبت و خوب اين همايش به اصطلاح فرهنگي بود. پنجم، اطلاع‌رساني ضعيف يكي ديگر از نكات بارز همايش فوق بود. ششم، پذيرايي در حين سخنراني و توجه نكردن حاضران در جلسه به حرف‌هاي سخن‌رانان، قفل كردن در سالن براي اين‌كه حاضران و كارشناسان ارجمند جلسه را ترك نكنند چون برگ حضور در همايش را گرفته بودند، بنابراين لزومي نداشت وقت خود را ديگر بيهوده تلف كنند، از نكات خوب اين همايش بود! هفتم، عصبانيت فرماندار كوهدشت به نحوه‌ي برگزاري همايش و انتقاد از آن يكي ديگر از جنبه‌هاي بارز اين همايش بود. البته نبايد از حق گذشت اگر در اين همايش چند كلمه حرف حساب زده‌شد، توسط فرماندار بود. فرجام سخن اين‌كه به راستي چند نفر نخبه فرهنگي و كارشناس كاربلد عضو شوراي فرهنگ عمومي هستند؟ چه برنامه و راه‌كاري براي سر و سامان دادن به معضلات بي‌شمار فرهنگي اين شهر ارايه داده‌اند؟ و باز به راستي بازخورد و نتيجه‌ي اين‌گونه همايش چيزي جز تلف كردن وقت، هزينه‌هاي گزاف و ارايه بيلان كاري هست؟!

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

چند روز پیش کاری برایم پیش آمد و سری به کرج زدم ، متوجه دو موضوع شدم اگه کسی و یا کسانی برای آنچه در ذهن من به عنوان یک کوهدشتی جوابی داره بگه تا بنویسم و جوابی برای افکار عمومی هم باشه

کرج منطقه ای دارد بنام حصار که از بد حادثه بد ترین جای کرج محسوب میشه و افرادی فقیر در آن زندگی می کنند ، این افراد از قومیتهای مختلف ایران زمین هستند و البته لرها در این آمار بیشترین را تشکیل می دهند ، و صد افسوس که منطقه جای خلافکاران است و باز هم لرها در این میان رتبه اول را دارا می باشند ، چندی پیش مسئولین شهرستان کرج به این نتیجه میرسند که لرها را از این منطقه اخراج نمایند ، کار از خراب کردن خانه های آنها آغاز میشود و داد و بیداد و هوار و از این حرفها ...

اقدام بعدی که از سوی مسئولین انجام میشود این است که به تمامی بنگاههای معاملات ملکی دستور داده میشود که از انجام قرارداد برای قوم لر خوداری نمایند و ...

راستی چرا باید اینگونه باشد ...


نظر یک همشهری از کرج

لازم است چند نكته را بگويم خواهشاً توجه شود:
1- دركوهدشت كاري نيست و اگر آدم اونجا بمونه بايد يا دزدي كنه يا ...؟
2- كار هم باشه جديدا بايد يا اولاد قباد باشي يا دامادشون خيلي بهت ارفاق كنن همسايت از طايفه ماهي فروشا باشه
3-درسته اينجا بعضي لرها ميآن مواد فروشي ولي همشون اينجوري نيستن
4-به نماينده باغيرت!شهرمون بگيد اشتغال زايي كنه تا برگرديم ديار خودمون
مرگ بر بيكاري

فضول کوهدشتی : همشهری درد مند و دور از کوهدشتم٬ من کاملاْ با نظر شما موافقم و تائید  می کنم که شما راست می گوئید ٬ حالا با غیرت ها جواب بدهند تا ...

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

 یاد گرفتم که :

 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .

 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود

4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

مصاحبه گري از دكتر علي شريعتي پرسيد: به نظر شما چه لباسي را به زن امروز بپوشانيم؟

دكتر شريعتي در جواب گفتند:" نمي خواهد لباسي بدوزيد و بر تن زن امروز نماييد. فكر زن را اصلاح كنيد او خود تصميم مي گيرد كه چه لباسي برازنده اوست."

واقعا اگه يك زن خودش، ارزش وجودش و شخصيتي كه خداوند بهش بخشيده رو به درستي بشناسه باز هم احتياج هست كه كسي براش حد و مرز تعيين كنه؟


پ.ن: آفريننده انسانها،ما، عقل ناقصمون، غرايز و احساساتي كه مارو از منطق دور ميكنه رو به خوبي مي شناسه و همين شناخت باعث شده كه تشخيصش بر تعيين حدود و احكام قرار بگيره.

- خيلي حرفها دارم در اين مورد ولي فعلا به همين بسنده ميكنم.

 

  نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

1- خوش بین باشید
بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه كـنـید تـا خـود را بـه دلیل
احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی كـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید كه افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود كنند.

2- دید وسیعی داشته باشید
اجازه ندهید مسائل كوچك شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یك ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل كم اهمیت دوری نمایید.

3- سپاسگزار باشید
از دیگران قدردانی كنید. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدلیل موفقیت در انـجـام كـارش بـه او تـبریك بـگویید. بـه خدمتكاری كه صبحانه شما را برایتان می آورد كـلمـه ای محـبت آمیـز بیان كنید. به شخص درمانده ای كـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سكه كمك نموده و از اینكه زندگی مسرت بخشی دارید شكرگزار باشید.

4- از زندگی لذت ببرید
به كارهایی مبادرت نمایید كه از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا كنـیـد، خرید بروید. برای خود یك اولویت قائل شده و آنچه را كه دوست دارید انجام دهید.

5- از جسم خود مراقبت نمایید
خوب بخورید و ورزش كنید. به باشگاه رفته و كمی بدوید یـا در یـك بازی ورزشی شركت كنید. هـمراهی نمودن یـك تـیم به عنـوان یـك عضـو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فكر شما مفید خواهد بود.

6- برنامه های خود را تغییر دهید
برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا كنید. مرز مشخصی بین كار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم كننده و یا تفكر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.

7- با مردم در تماس باشید
آیا بخاطر می آورید زمانـی كـه یك دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یكی از آشنایان ایمیلی ارسال نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید.

8- خلاق باشید
روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممكن است شـامـل كـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم كاریكاتور، نویسندگی و یا حتی باغداری باشد. مهم نیست كه چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می كـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید نمود.

9- برای خود همدمی پیدا كنید
تقسیم نمـودن تجربیات با كسی كه به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد.

10- با كسی صحبت نمایید
یكی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب كـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا كه
می داند شما نیز همین كار را برایش انجام خواهید داد.

11- تخیل كنید
آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار كشیدن، و جایی برای متمركز كردن انرژی خود خواهید داشت.

12- بخشنده باشید
شاید زمان آن فرا رسیده باشد كه كسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی كه اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش كنید. بدانید كه نمیـتوانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شكستهای گذشته دوباره بدست آورید.

 

  نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 6:31 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

معما...

روزی مردی زنی را بوسید.

شخصی پرسید:این زن چه نسبتی با تو دارد؟

مرد گفت:مادر شوهر وی با مادر زن من مادر و دخترند.

حالا اگه گفتید این زنه کیه مرده ست؟؟؟(جوابو تو قسمت نظرا بذاری)

  نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

a۰۳۳۶۳۲۶.jpg

 

 

 

پيريايي هم‌چنان گزينه‌ي اول استانداري لرستان: شنيده‌ها حاكي از آن دارد كه كرم‌رضا پيريايي هم‌چنان گزينه‌ي اول براي تصدي پست استانداري لرستان است. يك منبع نزديك به آقاي پيريايي از اجماع نمايندگان لرستان در مورد استاندار شدن پيريايي خبر داد. وي افزود:«چنانچه پيريايي تصدي استانداري لرستان را از آن خود نكند، احتمال دارد سكاندار استانداري كردستان شود.» او گفت:«اين احتمال نيز وجود دارد در صورتي ‌كه تمدن، استاندار فعلي تهران، معاون پارلماني رئيس‌جمهور شود، پيريايي استاندار تهران خواهد شد.» گفته مي‌شود ظرف هفته آينده تكليف احتمالات مشخص شود!

 استاندار كرمانشاه نيز تغيير مي‌كند شنيده مي‌شود: نماینده‌ي کرمانشاه با اشاره به درخواست استعفای مجید غفوري، استاندار کرمانشاه، ابراز امیدواری کرد با انتصاب استاندار جدید این استان، خونی تازه در رگ‌های استان تزریق شود.

 احتمال تغيير در فرمانداري كوهدشت شنيده مي‌شود: فرماندار شهرستان كوهدشت كه كمتر از دو سال است، هدايت اين شهرستان را بر عهده دارد، جاي خود را به شخص ديگري مي‌دهد. گفته مي‌شود ابراهيمي قرار است دوباره پست مدير‌كلي يكي از ادارات كل استان لرستان را عهده‌دار شود. بر اساس شنيده‌ها ابراهيمي احتمالاً مديركل كار و امور اجتماعي يا مسكن و شهرسازي شود. گفته مي‌شود قبادي عضو فعلي هيئت مديره شركت مخابرات لرستان به جاي ابراهيمي، فرماندار خواهد شد. هم‌چنين رشيدي معاون فرمانداري نيز جاي خود را به نريمان نادري خواهد داد. اما رئيس دفتر فرماندار كوهدشت تغيير فرماندار اين شهر را به شدت تكذيب كرد.

 گزينه‌ي قطعي براي وزارت آموزش و پرورش پيش‌تر در راه‌روهاي مجلس شنيده‌شد روح‌الله حسينيان، حميدرضا حاجي بابايي و محمدعلي حياتي سه گزينه‌ي مطرح براي تصدي وزارت آموزش و پرورش هستند. اما سرانجام پس از كش و قوس‌هاي فراوان حاجي‌بابايي به عنوان وزير آموزش و پرورش به مجلس معرفي شد. اما پيش از اين حميدرضا حاجي بابايي از اقدام برخي از نمايندگان براي معرفي وي به رئيس‌جمهور اظهار بي‌اطلاعي كرد.

 چه كسي شهردار كوهدشت مي‌شود؟ شنيده مي‌شود:پس از اختلاف شوراي اسلامي شهر با شهردار كوهدشت و عزل وي، رايزني‌ها براي انتخاب شهردار جديد هم‌چنان ادامه دارد. شنيده‌ها حاكي از آن دارد كه چند نفر از جمله ولي‌پور سرپرست فعلي شهرداري، از گزينه‌هاي شوراي شهر است. يك عضو شوراي شهر در گفت‌وگو با سيمره اظهار داشت:«روي چند گزينه در حال بررسي هستيم كه ظرف ده روز آينده از بين آن‌ها يكي به عنوان شهردار انتخاب خواهد شد.» وي افزود:«در ميان اين گزينه‌ها افرادي وجود دارد كه داراي تحصيلات عاليه و سابقه‌ي شهرداري و هم‌چنين بومي و غيربومي هستند اما فعلاً به نتيجه‌ي قطعي در مورد آن‌ها نرسيده‌ايم.»

منبع : سیمره

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : نامه ای برایم رسیده است ٬ نمی دانم آنرا تائید کنم یا نه ٬ آما واقعیت این است هر آنچه این دوست ما گفته است واقعیتی انکار ناپذیر است ٬ کوهدشت ما به اندازه تمام ایران تنش های سیاسی را در خود جای داده است و تا زمانی که این مسئله درست نشود باید همیشه پسرفت داشته باشیم و تاسف خورد بر این اوضاع بیخود ٬ کوهدشت ما نیاز به همدلی دارد و این اتفاق نمی افتاد مگر با درایت مسئولین و همراهی مردم

با سلام خدمت مردم شریف وهمیشه محروم کوهدشت و مدیر سایت به خاطرمطالب ارزشمند که ارایه داده اند.

اینجانب یکی از مدیران موفق کرمانشاه که بچه کوهدشت هستم وبه این افتخار می کنم که یک کوهدشتیم و خیلی دوست داشتم به شهر ودیار خود خدمت کنم ولی تا زمانی سیاست دروغین وباندبازی وجناحی عمل کردن در کوهدشت حکمفرما است حال فرق نمی کند چه چب و چه راست و کار نماینده گان شهر عزل و نصب های بدون شایستگی است و هیچکس پاسخگو مطالبات این مردم شریف نیست و آقایانی که صدقه سر همین مردم خراب کاری را در کوهدشت انجام داده و بعد از گرفتن پستهای بالا در کشورهیچ خدمتی هم به دیار خود نمی کنند, محرومیت را همچنان خواهیم داشت .
شهر من ای کوه غم دشت غرور بیصدا میخوانمت از راه دور

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

دختران ترکیه برای برداشتن حجاب گریه میکنند



دختران ایران اسلامی نیز برای داشتن حجاب گریه میکنند


 

فضول کوهدشتی : به اعتقاد من این دختران مقصر نیستند ٬ این حکومت ( از ابتدای انقلاب تا کنون ) مقصر است که نتوانسته است اینها را درست تربیت کند ٬ همین
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

چند شب پیش از شبکه استانی سیما (افلاک)  برنامه ای پخش شد از مراسم افتتاح پل زیر گذر میدان ۲۲ بهمن (کیو) چند نکته در اینجا قابل تحمل است که البته می دانم طبق معمومل هیچ کس به آنها جواب نمی دهد ولی برای دلم خودم می نویسم

- اولین نکته اینکه همه کسانی که سخنران بودند ، اعم از  استاندار و فرماندار و شهردار ، پروژه را بنام خود ثبت نموده و منت آنرا بر سر مردم گذشتند

و نکته مهمتر از آن اینکه براستی ایجاد اینگونه پروژه ها که وظیفه ذاتی ارگانهای ذیربط است این همه سر و صدا دارد  ، ما که تا حالا ندیده ایم که برای افتتاح اینگونه پل هایی که بسیار هم عظیم نیست  این همه مردم را جمع نمود .

با دیدن تصاویر پخش شده بیاد سفری که به سلیمانیه عراق داشتم افتادم ،  در آنجا هم برای افتتاح یک ساختمان پنج طبقه که به تازگی ساخته بودن مراسم عظیمی گرفته بودند ، وقتی این دو را با هم مقایسه کردم به این نتیجه رسیدم این نوع مراسم ها بدون تردید مال عقده ایها و ندید بدید هاست ، آیا براستی ما مردم لرستان ندید بدید هستیم ؟

  نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

بحث تغيير استانداران بار دیگر در مرکز توجه رسانه ها و محافل سیاسی کشور قرار گرفته است .

به گزارش جهان ،هرچند  وزیر كشور موضوع  تغيير استانداران را هيچ‌گاه با صراحت اعلام نکرد و حتی در اظهار نظر قبلی خود گفته بود که «بنده به ثبات در مجموعه كاري معتقدم و همه مديران به‌ويژه در سطح استان‌ها بايد با قدرت و قوت به كار خود ادامه دهند.» اما جابجایی های دو هفته اخیر در چند استان نشان داد که این موضوع جدی تر از آن است که نجار ان را تکذیب کند . بطوری که منابع آگاه در مجلس و وزارت کشور تغيير شمار قابل توجهی از استانداران خبر دادند و کلید اصلی این تغییرات در هفته اول آبان زده خواهد شد.

تغیین سه استاندار اصفهان ،قم و آذربایجان غربی نقطه شروع این حرکت بود .استاندار ایلام به عنوان معاون وزیر مسکن و استاندار سمنان به عنوان معاون وزیر کشور منصوب شده اند و استاندار هرمزگان نیز به عنوان مدیر عامل راه آهن کشور مشغول فعالیت شده است.


استاندار لرستان نیز به دلیل وضعیت نامناسب جسمانی جای خود را به یک مدیر تازه نفس می دهد. صابری استاندار فعلی لرستان حدود 8ماه قبل بازنشسته شده است و در ایام اخیر نیز از وضعیت نامناسب جسمانی برخوردار است. از درويشوند معاون سردار نجار در وزارت دفاع و شاهرخي فرمانده سپاه استان به عنوان گزينه هاي استانداري لرستان نام برده مي شود. 


این تغییرات در حالی صورت میگیرد که دردوران چهار ساله دولت نهم نيز شاهد تغييرات زيادي در استانداران بودیم به گونه‌اي كه در زمان ‌پورمحمدي وزارت كشور با 38 تغيير، شاهد بيشترين جابه‌جايي استانداران و درزمان كردان با شش تغيير شاهد كمترين جابه‌جايي بوده است.

  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

فضول کوهدشتی : امروز که می خواستم وبلاگم را چک کنم  به مطلبی بر خوردم که توسط یکی از کاربارن محترم در مورد شهید اسماعیل امرایی نگاشته شده بود ، حیفم آمد شما هم آنرا نخوانید


من چندین ماه با شهید امرائی در مناطق عملیاتی بوکان سردشت بانه و سقز همرزم بودم.نکاتی که شما در مورد این شهید گرامی بیان کردید کاملا صحیح است. او فرماندهی خستگی ناپذیر و شجاع بود. در عین حال بسیار مهربان بود.با همه نیروها حتی سربازان وظیفه مودب بود. چهره او را در سرمای سوزان منطق غربی بیاد میآورم.دقیقا مانند همین عکسی بود که شما گذاشته اید.من با تعداد زیادی از رزمندگان سپاه لرستان که در بوکان بودند آشنائی داشتم.    مرتضی

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 

روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.“آیا این تبر توست؟” هیزم شکن جواب داد: ” نه” فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. ”فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!فرشته عصبانی شد. ” تو تقلب کردی، این نامردیه ”هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز “نه” می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز “نه” میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

نکته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط فضول کوهدشتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM